Skip to main content

آیا تقلب مشکل حقیقی جامعه علمی ایران است؟ (قسمت دوم)

نگاهی گذرا بر آنچه که در دانشگاه ها می گذرد
در بخش قبل نگاهی به ترس داشتیم و اینکه چرا این ترس باعث گرفتاری می شود! اما چرا این ترس باعث ایجاد تقلب (به عنوان یک عامل) می شود؟ برای جواب این سوال باید به سوال دیگری برگردیم، «چرا دانشگاه ساختیم؟». این سوال نیاز به پاسخی ژرف و جامعه شناسانه دارد و برای بررسی ساختار لاجرم نمی توان از آن گذشت. [۱]
تقلب تنها بخش کوچکی از از واقعیت اجتماعی درون دانشگاه است و بخش مهمتر و از قلم افتاده تر چرایی و علت وقوع آن جوامع علمی است! من به عنوان کسی که کمی از مباحثجرم شناسی را خوانده ام، عمیقا نمی توانم مجرم را با جرم تنها ببینم بلکه علت جرم همواره در تصمیم سازی برایم اهمیت داشته است (شاید بگویید کدام تصمیم؟ قضاوت اجتماعی خود یک تصمیم است!). مجرم فردی است که ساختار او را به انجام جرم واداشته یا حداقل بسترهای آن را فراهم کرده است. [۲] از این نقطه نظر اگر بپذیریم که یکی از نتایج گم شدن هدف و ترس از مواجهه با مسائل بزرگ، چنگ زدن به ریسمان حال است پس می توان پذیرفت که تقلب تنها یکی از بندهای این رشته درهم تنیده است به این معنا که برای رفع امری در حال به ابزاری فوری در حال (تقلب) روی می آوریم و به نتیجه و محصول آن نگاه نمی کنیم. [۳] این مقدمه ای برای بحثی بزرگ تر به نام فساد سیستمی است.
تقلب یکی از وجهه های پدیده ای بزرگ تر به نام فساد سیستماتیک و عدم شفافیتی است که در سامانه دانشگاه وجود دارد. البته من در اینجا همانطور که گفتم قصد دادن نسخه ای ندارم اما امروز بعد از گذشت شش سال افسوس می خورم که چرا این ترس حال همواره با من بوده و مرا از انجام کارهایی که دوست داشتم بازداشته است. مشکل از من بود که از سامانه ای فاسد می ترسیدم! اگرچه که من هیچگاه تقلب نکردم و دلیل آن ترسی بود که از تنبیه بعد آن می آمد (یعنی عرضه آن را نداشتم!). اما این ترس از افتادن و تهدید و تحریک های دانشگاه ساعت های خوش را از من گرفته بود و باید مانند دیگران ارزشی برای دانشگاه قائل نمی شدم و صرفا به دید دری برای ورود به جامعه نگاه می کردم. [۴]


[۱]: در این ضمینه می توانید به کتاب ها و مقالات دکتر رضا منصوری مراجعه بفرمایید.
[۲]: البته من در اینجا قصد ورود به روانشناسی مدرن و اختلافات آن با ادیان را ندارم و تحلیل مباحث قضا و قدر ویا جبر و اختیار خارج از حوصله و سواد این حقیر است اما برای مباحث دقیق تر و بیشتر به Free Will و Criminology مراجعه کنید.
[۳]: البته نویسنده این هوشمندی را دارد که این را توجیه جرم اطلاق نکند و تنبیه برای تقلب را به باد انتقاد گیرد!
[۴]: تفاوت دانشگاه ها به نظر من ماهیت تحریک و نیروی خارجی نیست بلکه در میزان و شکل آن است.