Skip to main content

Posts

Showing posts with the label دانشگاه

فقط قوطیش خوشگل باشه!

یکی از بزرگ‌ترین تصورات اشتباه نظریه‌پردازان ایران این است که نظام سرمایه‌داری خود به خود درست کار می‌کند؛ این حرف بسیار غلط است. نظام سرمایه‌داری نیز مانند دیگر نظام‌ها به مراقبت نیاز دارد و الا رقابت به حدی می‌رسد که حذف انسان‌ها هم شایسته می‌داند! ما بر خلاف اروپا اصلا مسیری سر راست به سمت سرمایه‌داری نداریم زیرا دانشگاه‌هایی که ما را از خطرات اطرافمان آگاه سازند وجود ندارد. در ایران این جمله‌ای که برای مقاله خود انخاب کردم خود بزرگ‌ترین نشان از عدم وجود نظارت است. همین اتفاق «قوطی» برای دانشگاه‌های ما نیز افتاده. تمام زیبایی‌های دانشگاه‌های دنیا را با خود آورده‌ایم ولی این موجود بی‌رمق حتی تپش قلبش را نیز از دست داده! فکر کنید ما در دانشگاه‌ها که باید مهد گفتمان باشد نمی‌توانیم به استادهایمان بگوییم اشتباه می‌کنند و گفتمانی بر پایه آن شکل دهیم. همه این نقدها به استناد آنکه چند دلق بیشتر پاره کردند ناکام می‌ماند! کشورهایی مانند ایران [برخلاف تصور] کاملا با پول می‌گردند. در اینجا هر نهادی که تعقل و تفکر را بخواهد نهادینه کند محکوم به شکست است. هیچ کس فکر فردا را نمی‌کند و همه هم...

چرا نباید در ایران استاد دانشگاه شویم

یادم می‌آید که مطالبی در این وبلاگ برای دانشگا‌های ایران نوشته بوده‌ام؛ قصد دارم یکی دیگر از مشکلاتی که اخیرا با دانشگاه درگیر بوده‌ام را بنویسم. چند روزی است که من گذرم زیاد به سامانه‌های اداری دانشگاه‌ها افتاده است. حقیقت این است که دانشگاه‌های ما یک روند فرسایشی است و اصلا برایشان کار علمی اهمیت ندارد. اخیرا دارم متوجه می‌شوم که سامانه اداری دانشگاه با استادانش مانند دانشجوها برخورد می‌کند و برای همین است که آن‌ها هم حقیرانه با ما برخورد می‌کنند. دانشگاه‌های ما تا چند وقت دیگر خالی خواهد شد و من نگرانم. متاسفانه کسی حرف‌های من را نمی‌فهمد؛ نه اینکه تغییر ایجاد کنیم بلکه فقط به مسئله فکر کنیم . لَختی سیستم برای تغییر زیاد است امّا راه دیگری وجود ندارد.

تافل، کنکور و امتحانات استاندارد!

همانطور که قبلا نوشتم مشکل من با کنکور [فارغ از مقطع‌اش] بسیار جدی و پیچیده بوده و است. چند وقتی بود با خود فکر می کردم که آیا این مشکل تنها برای کنکور ایران است و یا تمامی آزمون‌های استاندارد برایم دشوار و رغت انگیز است؟! امروز جواب این سوال را بهتر از گذشته می دانم. نوشتن در این باره کمی مشکل است زیرا نه تنها نیاز به فهم دقیق از خود دارم بلکه نیاز به تجربه دادن چند آزمون به غیز از کنکور نیز خواهم داشت. همواره برای من سوال بوده که چرا سنجش برای من سخت است؟ مشکل من چند بخش است:  زمان پاسخ‌گویی نوع و شیوه برگزار آزمون میزان و حجم دروس مورد سوال کیفیت سوال‌های طرح شده اهمیت مباحث مطرح شده هدف آزمون تاثیر نظرات آزمون دهندگان و استفاده از تجارب آنها از این موارد گفته شده، آزمون کنکور ایران [هم کنکور سراسری و هم کارشناسی ارشد] تنها در موارد ۱و۲ شباهت‌هایی دارد و ضعف های جدی در باقی موارد به چشم می خورد. من به عنوان اولین تجربه مواجهه با تافل درس های خوبی گرفتم و کاملا درک کردم که امتحان استاندارد به چه معناست. تا قبل از آن مفهومی به نام امتحان برایم احمقانه جلوه می کر...

لوگو دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی!

اگرچه که فارغ‌التحصیلی لذت وصف نشدنی دارد و لذت فارغ‌التحصیلی از خواجه نصیر لذت را دو چندان می‌کند(!) اما این دانشگاه با همه دک و پزهایش یک لوگو به صورت برداری ندارد تا بتوان در جاهای مختلف (مخصوصا پوسترها) استفاده کرد. برای همین بر آن شدم تا یکی را درست کنم. این فایل صرفا حاوی لوگو است و عبارت «دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی» را ندارد که البته توفیق چندانی نیز ندارد! اگر شما به صورت برداری توان کار دارید و حوصله آن را نیز دارید این عبارت را اضافه کنید و در اختیار دیگران قرار دهید. https://github.com/firouzian/KNTU-LOGO

آیا تقلب مشکل حقیقی جامعه علمی ایران است؟ (قسمت سوم-پرده آخر)

در بخش اول درباره ریشه های فساد سخن رفت و در قسمت دوم رابطه فساد با تقلب را (به نظر خودم) تبین کردم. آنچه که در این نوشته می خوانید نتیجه و فرجام نگری این روش و رویه غلط است و دست آخر چند راهکار فردی برای فاسد نشدن خودتان در این سامانه! حقیقت مطلب آن است که فساد ثابت و بدون تغییر باقی نمی ماند و هرچه بیشتر به آن عادت کنید در این ورطه بیشتر فرو خواهید رفت. مشکل این گونه از فساد (تقلب) در ایران بالا یا پایین شدن مدرک چند نفر یا ظلم در حق یک عده محدود نیست (چرا که این در همه کشورها هست) بلکه گستردگی و عدم اطلاع از این رفتار بیمارگونه بسیار خطرناک و جدی است. این رفتار نه تنها جایگاه های اجتماعی و سیاست های طبقاتی یک جامعه (که مبنای شکل گیری یک جامعه مدرن است) را از هم گسسته می کند بلکه پیمودن کوتاه ترین راه برای رسیدین به مقاصد را بهترین مسیر ارزش گذاری می کند. [۱] این بیماری شاید کمتر شناخته شده و جدی گرفته نشده است اما قدرت بسیار زیادی در تخریب دارد و جالبتر آنکه کاملا مسری است! اگر نخواهیم و اراده ای جدی در تغییر این روش از هر سو (دانشگاه، دانشجو، استاد) صورت نپذیرد مجبور به بستن ...