Skip to main content

Posts

Showing posts with the label ترس

فکر فردا را امروز کنید

خبری دیگر لرزه بر بدنم انداخته ؛ اگر علوم انسانی و علوم پایه به انحطاط برود آینده‌ای وجود نخواهد داشت . من بیشتر از آنکه فیزیک را [که رشته‌ام بوده] مهم بدانم، جامعه‌شناسی و فلسفه را برای وضعیت فعلی کشور بنیادی و ضروری می‌دانم. بترسید از آن روز که گفتمان‌هایتان شنیده نخواهد شد. ما باید از تاریخ درس بگیریم؛ تاریخ برای ما نوشته شده است. اگر بنیادهای یک جامعه که ادبیات، هنر و گفتمان‌ها [فلسفه] است از هم بکسلند هیچ کس نمی‌تواند کناری برای آرامش بیابد. بترسید و به حرکت‌های اجتماعی و علوم انسانی [و نه اسلامی] بها دهید.

اندر ترغیب درس خواندن

وب گردی و خاطرات کهنه شده باهم ارتباط تنگاتنگی دارد. شاید پیدا کردن وقایع شما را یاد گذشته ای نه چندان دور بیندازد و اینکه یکهو به فکری بروید که در آمدن از آن خیلی مشکل باشد. امروز دوباره یکی از همین حالات به من دست داد و گفتم شاید بد نباشد با خوانندگان هم در میان بگذارم. آنچه که امروز در اخبار دیدم در مورد قشری بود که شاید جنجال زیادی در بحث های فلسفه سیاست و اقتصاد داشته باشد، قشر کارگر! من در مورد فلسفه چپ و راست قصد ندارم بنویسم بلکه قصد دارم صرفا در مورد یک مشکل که گریبانگیر من بود بنویسم. این مشکل (که نمی توانم ادعا کنم همه گیر هم بوده) از این قرار بود که اطرافیانم برای ترغیب [البته تهدید] من به درس استفاده می کردن و آن نشان دادن من در لباس کارگران و رفتگران بود! همواره از خاطرم نمی رود که درس خواندن با رفتگر نشدن و بالعکس اجین شده بود. این روش ساده ولی نسنجیده برای توجیه درس کاملا کارآمد بود و یک کودک چند ساله از خیلی از حاشیه هایش برای ترس ایجاد شده می گذشت، درحالی که مقتضی سن او بود. شاید شما در جایی بزرگ شده باشید که چنین روشی را برای تربیت شما در نظر نگرفته باشند، اما خوان...

آیا تقلب مشکل حقیقی جامعه علمی ایران است؟ (قسمت سوم-پرده آخر)

در بخش اول درباره ریشه های فساد سخن رفت و در قسمت دوم رابطه فساد با تقلب را (به نظر خودم) تبین کردم. آنچه که در این نوشته می خوانید نتیجه و فرجام نگری این روش و رویه غلط است و دست آخر چند راهکار فردی برای فاسد نشدن خودتان در این سامانه! حقیقت مطلب آن است که فساد ثابت و بدون تغییر باقی نمی ماند و هرچه بیشتر به آن عادت کنید در این ورطه بیشتر فرو خواهید رفت. مشکل این گونه از فساد (تقلب) در ایران بالا یا پایین شدن مدرک چند نفر یا ظلم در حق یک عده محدود نیست (چرا که این در همه کشورها هست) بلکه گستردگی و عدم اطلاع از این رفتار بیمارگونه بسیار خطرناک و جدی است. این رفتار نه تنها جایگاه های اجتماعی و سیاست های طبقاتی یک جامعه (که مبنای شکل گیری یک جامعه مدرن است) را از هم گسسته می کند بلکه پیمودن کوتاه ترین راه برای رسیدین به مقاصد را بهترین مسیر ارزش گذاری می کند. [۱] این بیماری شاید کمتر شناخته شده و جدی گرفته نشده است اما قدرت بسیار زیادی در تخریب دارد و جالبتر آنکه کاملا مسری است! اگر نخواهیم و اراده ای جدی در تغییر این روش از هر سو (دانشگاه، دانشجو، استاد) صورت نپذیرد مجبور به بستن ...