همانطور که قبلا نوشتم مشکل من با کنکور [فارغ از مقطعاش] بسیار جدی و پیچیده بوده و است. چند وقتی بود با خود فکر می کردم که آیا این مشکل تنها برای کنکور ایران است و یا تمامی آزمونهای استاندارد برایم دشوار و رغت انگیز است؟! امروز جواب این سوال را بهتر از گذشته می دانم.
نوشتن در این باره کمی مشکل است زیرا نه تنها نیاز به فهم دقیق از خود دارم بلکه نیاز به تجربه دادن چند آزمون به غیز از کنکور نیز خواهم داشت. همواره برای من سوال بوده که چرا سنجش برای من سخت است؟
مشکل من چند بخش است:
- زمان پاسخگویی
- نوع و شیوه برگزار آزمون
- میزان و حجم دروس مورد سوال
- کیفیت سوالهای طرح شده
- اهمیت مباحث مطرح شده
- هدف آزمون
- تاثیر نظرات آزمون دهندگان و استفاده از تجارب آنها
از این موارد گفته شده، آزمون کنکور ایران [هم کنکور سراسری و هم کارشناسی ارشد] تنها در موارد ۱و۲ شباهتهایی دارد و ضعف های جدی در باقی موارد به چشم می خورد. من به عنوان اولین تجربه مواجهه با تافل درس های خوبی گرفتم و کاملا درک کردم که امتحان استاندارد به چه معناست. تا قبل از آن مفهومی به نام امتحان برایم احمقانه جلوه می کرد چون به جز امتحاناتی که در ایران داده بودم چیز دیگری ندیده بودم. اما چرا من با امتحانات مشکل پیدا کردم؟! عمده ترین دلیلی که من را با مفهوم امتحان ناسازگار کرد میانگین نمرات من در دانشگاه و اختلاف بسیار فاحش آن با دبیرستان بود. این اختلاف کاملا برایم احمقانه بوده و است. من تغییری در دوران تحصیلم نداشتم و حتی ریاضی ۱ که در دبیرستان خوانده بودم را ۱۳ گرفتم. این در حالی بود که دوستان [چه در دانشگاه و چه در دبیرستان] معلومات ریاضی من را مکفی ارزیابی می کردند. ریاضی جز دروس بسیار مورد علاقه من بوده و است. در پی آن ریاضی ۲ و همچنین فیزیک ۱و۲ که یا کاملا در دبیرستان خوانده بودم و یا با حدود آن کاملا آشنا بودم را، با نمرات زیر ۱۵ گذراندم. در درس برنامه نویسی تنها برای ندادن یک تمرین ۱۸ شدم درحالی که من حداقل از ۳ سال پیش از آن زبان برنامه نویسی C را تمام کرده بودم. همینطور که جلو تر رفتم نمرات من سیر نزولی پیدا کرد به طوری که ترم اول ۱۵+ و ترم های آخر به ۱۳ رسید. جالب است که یکی از [دو] مشروطیهایم مربوط به ۲ ترم قبل از فارغ التحصیلی بود [فارغ التحصیلی من ۶ سال طول کشید]! تمام این مطالب را نوشتم تا بگویم قیف برعکس یعنی چه!
یکی دیگر از دلایل نفرت من به امتحان روند بسیار جلب رتبه من در کنکور ارشد بود به طوری که من ۳ بار کنکور ارشد دادم و در نخستین ورطه ۱۳۰۰+ و در حمله بعد ۳۰۰+ و در آخرین ۲۳۰۰+ گرفتم. جالب است که من وقتی بهترین رتبه را گرفتم که اصلا نخواندم و وقتی بدترین رتبه را گرفتم که مکانیک تحلیلی را خواندم و کمی از تستهای سال گذشته را زدم! این روند برایم بسیار جالب بود.
با این تصویر من فارغالتحصیل شدم و اصلا وضعیت خوبی نداشتم [هم روحی و هم جسمی] و حتی حال روحی من موقع نوشتن این مطلب کمی کدر شده. تصمیم گرفتم دیگر در ایران نمانم و به کشور دیگری بروم. دلایل زیادی نیز برای این تصمیم داشتم و تنها برای فرار چنین تصمیمی نگرفتم زیرا کاملا توجیه هستم که هر کشوری مشکلات خودش را دارد [هم اکنون که این متن را می نویسم به دنبال پذیرش هستم].
برای امر پذیرش نیاز به دادن آزمون تافل بود. برای این آزمون ثبت نام کردم و قیمت گزاف آن [210$] را پرداخت کردم. این پول بسیار دلم را به درد آورد زیرا تامین آن برایم مشکل بود و نزاعهایی هم به وجود آمد. پس از پرداخت شدن شروع به خواندن کردم و به جز یک کلاسی که برای درس دادن باید می رفتم، کاری نداشتم. چند کتاب نیز خریدم و چند لوح فشرده [DVD] نیز از دوستان گرفتم. چون پولهایم را برای امر شریف پذیرش باید نگه می داشتم، کلاس ثبت نام نکردم. وقتی شروع به خواندن کردم تا ماه اول پیشرفتی حاصل نشد. از ماه دوم پیشرفتهایی نمایان شد. این روند را طی کردم تا نمره ۸۵ از ۱۲۰ را گرفتم. جالب است که من امتحان زبان تخصصی را در دانشگاه 13 گرفتم در حالی که ارائه کلاسی [به زبان انگلیسی] داشتم. اتفاقات بعد از آزمون تافل برایم بسیار جالب بود و قصد دارم در این باره بنویسم. من نمی دانستم که آیا آزمون را خوب دادم یا نه! جالب است بدانید این آزمون با این حال که تمامی مهارت های زبانی را اندازه می گیرد [خواندن، شنیدن، صحبت کردن و نوشتن] و میلیون ها شرکت کننده دارد؛ تنها ۱۵ روز تا انتشار نتایج باید صبر میکردم. نکته جالبتر آنکه من در تعطیلات آمریکا امتحان دادم [۲۰ دسامبر] و این زمان کمی بیشتر شده بود (این را با سازمان سنجش آموزش کشور مقایسه کنید!)! بعد از دادن آزمون نامه ای از طرف موسسه ETS برایم آمد و در خواست نظر سنجی داده بود. آن را پر کردم و یکی از سوالات آن این بود که آیا جواب را گرفتم یا نه! اما بعد از این سوال، سوال های دیگری مربوط به نمره مطرح شده بود و من چون نمی دانستم چه کنم مجبور بودم جواب های نامربوط بزنم. چیزی که مرا شگفت زده کرد این بود که بعد از دریافت جواب دوباره فرم نظرسنجی فرستاده شد! این را با کنکور ایران مقایسه کنید که فرم نظرسنجی درباره کیفیت آزمون را باید قبل از آزمون پر کنید! چیز دیگری که دوباره باعث شگفتی شد طراحی سوالات از تمامی سطوح بود. من سطح بالایی در زبان ندارم ولی توانستم در اولین تلاش نمره متوسطی بگیرم. این با کنکور بسیار فرق دارد. در ارشد [حداقل فیزیک] هیچ کسی را پیدا نمی کنید که همه دروس را کامل زده باشد. من نمی دانم گروه طراحی با خود چه فکری کرده اند که اینگونه سوال طرح می کنند [و یا کپی می کنند]. آزمون برای نشان دادن نقاط ضعف و قدرت با هم هست و نه اینکه نشان دهنده قدرت طراح سوال در فیزیک! من موقعی که ۲۳۰۰+ شدم زبان را ۲۰-۳۰ درصد و دروس تخصصی ۱ را ۱۰ و دروس تخصصی ۲ را ۵ درصد زدم. این به این معناست که از نفر ۲۴۰۰ تنها رقابت بین درصدهای تک رقمی است!
مشکل دیگر من با آزمون سراسری ایران، ایجاد یک رقابت مستقیم در بین شرکت کنندگان است. به شما مهری بر اساس رتبه تان زده می شود که شاید تا آخر عمر مجبور به یدک کشیدن آن هستید! در تافل به شما نمره ای از ۱۲۰ داده می شود و رقابت در پذیرش اتفاق می افتد (در دانشگاه های بسیار خوب آمریکا باید نمره ای بالاتر از ۱۱۰ داشته باشید). تازه اگر آزمونی را خراب کردید می توانید ۲۱ روز بعد [طبق قوانین ETS تا این لحظه] دوباره امتحان دهید. این را با کنکور مقایسه کنید و تفاوتها را کامل کنید!
از تافل نوشتن بس است! نگاهی گذرا بر این آزمون کاملا تفاوتهای بین سازمان سنجش و ETS را مشخص میکند. اینها تنها بخش کوچکی از تفاوت ها بود. علاوه بر این موسسه ETS یک سایت بسیار طویل برای TOEFL دارد و کاملا سعی دارد شما را با محیط آزمون آشنا کند.
نمیدانم این مطالب چقدر به کارتان آمد ولی امیدوارم حداقل حس کنجکاوی را در شما برانگیزد تا بتوانیم برای شرایط بهتر برای هم و باهم تلاش کنیم.