این متن را برای محمدعلی طاهری نوشتم؛ زیرا چندین نکته است که باید آشکار گردد.
بازداشت و حکمهای گرفته شده محمدعلی طاهری توسط دادگاه عجیب است؛ زیرا اصولا هر کجای دیگر دنیا بود چنین فردی به این نقطه از شهرت نمیرسید. مردم ما متاسفانه به علت فقر در علم همواره سرشان کلاه میرود. جالب است برای این آقای به ظاهر علمی، هم حوزه تصمیم میگیرد و نه دانشگاه! ما هنوز در سال ۲۰۱۷ مردم را به خاطر اینکه با شیطان ارتباط دارند محکوم میکنیم و این خود حماقت بیش از اندازه دینپیشگان [۱] را میرساند. امّا فارغ از دینپیشگان که مبنای علمی برای کار خود ندارند، آقای طاهری مکانیزمی برای کار خود دارد تا کمی از حماقت آن بکاهد. متاسفانه این شیوه همان شیوه کلاهبرداری علمی در دانشگاهها است که که حجم بسیار وسیعتری دارد و کمی از آنها را قبلا نیز شرح دادهام.
امّا برای دستهای که علمی فکر میکند و کاری به دین ندارند (یا مثل من دین اسلام را قبول ندارند یا تفسیری متفاوت از آن دارند یا دین را در اینجا کارآمد نمیبینند)؛ این آقا به معنای واقعی شیاد است! دلیل اینکه گفتهام را بسیار علمی و موشکافانه بعدتر خواهم گفت امّا فردی مثل این چنان علم تجربی را به حرفهای پوچاش گره زده که تمیز دادن آن برای عوام بسیار مشکل است. ولی نکتهای که او را شیاد میکند این است که دانسته و عمدی چنین کاری کرده است (و نه آنکه با شیطان ارتباط دارد و یا هرچه از این دست).
من هم بخشی از مقالات او را نگاه کردم و هم نوشتههایش در سایت عرفان حلقه و همچنین سایت شخصیاش را خواندم. او ادعا میکند شعوری وجود دارد که با اتصال به آن ماده و انرژی میتواند تغییر کند و برای سند ادعاهای خود یک کار بسیار مهم دارد که به آن استناد میکند و همچنین ادعا میکند که ثبت اختراع نیز گشته است. همانطور که در لینک قبل میبینید با گذشت نزدیک به ۵ سال هنوز این اختراع ثبت نشده و درحال پیگیری است. به حدی ادعاهای مطرح شده احمقانه است که اداره ثبت اختراع بیچاره آمریکا نمیداند با آن چه کند؛ تازه این نکته را اضافه کنم که اداره ذکر شده کاری به درستی و یا غلط بودن ادعا ندارد بلکه فقط به شکل حقوقی آن را ثبت میکند [۲]!
من در اول اشکال کار او را به شکل علمی خواهم گفت و بعد فحشهایم را به او خواهم داد:
اولا مقالات او در حوزه رفتارشناسی، عرفان و پزشکی است و یک مقاله در حوزه رمزنگاری دارد! با خود میگوییم او بسیار فعال است و از هر حوزهای سر در میآورد (زیرا نگارنده هم از حوزههای مختلف سر در میآورد 😀)؛ امّا نکته جالب این است که کتابهای (۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و ۶) نوشته خود او است. این کتابها حتی یکبار هم توسط شخصی بجز خودش استناد نشده است (بر روی عدد ارجاعها کلیک کنید تا نشان دهد چه کسانی به نوشتههایش ارجاع دادهاند).
ایشان در مقاله ثبت اوّلیه شده اختراع خود ۵ ظرف حاوی ترکیبی از آلومینیوم و همچنین منگنز قرار داده. اولی را بدون آنکه در معرض در قرار دادن شعور کیهانی و ۴ ظرف دیگر را با بخشهای متفاوتی از شعور کیهانی داخل کوره گذاشته [۳]. بعد از آنکه آنها با از کوره درآمدهاند برای یک سری آزمایشها به دانشگاه امیرکبیر فرستاده شدهاند. این آزمایشها شامل تست مقاومت و همچنین عکسهای میکروسکوپ الکترونی (SEM) و چند میکروسکوپ دیگر قرار گرفتهاند. جالب آن است که متغرهایی تمامی آزمایشها نیز یکی نبوده! بعد طبق روشی که نفهمیدم نتیجه گرفتهاند اینها باهم فرق میکنند!
رد ادعاها:
- ادعا آن است که این پنج ظرف فرق میکنند. احمق(!) باید فرق کند! ذرهای تغییر در هرچه میتواند تغییری بزرگ در نتیجه نهایی حاصل کند برای همین یک آزمایش را چند صد بار تکرار میکنند تا متوجه باشند خطایی رخ نداده و نه ۵ بار!
- ادعا آن است که که این ارتباط به ماده جدیدی انجامیده. ای احمق(!) آخر چطور به ماده جدید انجامیده؟ تمامی تستهایت کمی باهم اختلاف دارد. همان نتایج دانشگاه امیرکبیر این را نوشته است.
- ادعا میکند این روش میتواند در صنعت استفاده شود. این نکته به طور استثنا درست است! کشوری مانند ایران که دینپیشهاش حکم حقوقی به قتل انسانها میدهد، صنعتگرش از قمربنیهاشم برق میگیرد، اندیشمندش نیز از هر شعوری برای علوم مواد استفاده میکند بجز شعور آدمیزاد!
- این را نوشتم که ضعف عمیق علم در ایران را نشان بدهم. من در عین مخالف با اسلام قمی دلم برای کشورم میسوزد و دلم نمیخواهد بد دلان به آن حاکم شوند. مردم حق زندگی راحت در این سرزمین دارند چرا باید چنین باشد؟
نتیجه:
این شیاد بیش از ۱۰۰ مقاله دارد که افراد نامآوری نیز در آنها به چشم میخورد مانند خطیبالاسلام صدرنژاد. البته این به معنای مجکوم کردن ایشان نیست نیز زیرا هیچ یک از این مقالاتی که با افراد مشهور دارد را خود ننوشته است بلکه کسی دیگر نوشته و مبنای علمی دارد.
- مقاله زیاد به معنای حرف درست نیست! بیشتر ارجاعات این شخص خودش به خودش است.
- زیاد علم و دین را قاطی نکنید مانند ایشان میشوید!
- سعی کنید «فلسفه علم» را اول دریابید و بعد شروع به پژوهش کنید. فلسفه علم به شما کمک میکند با منطق نتایج را تحلیل کنید و از اشتباه بپرهیزید.
- اگر مانند ایشان فکر میکنید سریع به فکر درمان باشید! جامعه علمی دنیا به شما میخندد و هم دین و هم کشور را مسخره میکنند.
- زود باور نباشید و در ایران اتفاقا بسیار سخت باور باشید زیرا اصولا کسی به علم فکر نمیکند.
خوش باشید، پایان
[۱]: منظور دینداران نیست؛ بلکه کسانی که از دین ارتزاق میکنند را میگویم؛ به این معنا که پیشه یا
حرفهشان در دین است.
[۲]: اداره ثبت اختراع جایی است که مالکیت حقوقی یک اثر و همچنین منافع مادی حاصل از آن را برای شما ثبت میکند. در جایی دیدم آقای طاهری ادعا کرده بود که جزئیات طرحش را اداره ثبت لو داده!
البته واضح است که این مورد شامل نظریات و روشهای استاد طاهری نمی شود و لیکن ادارۀ پتنت در سایتهای معتبر خود تصمیم به افشای کامل پتنت می گیرند.کپی از صفحه خانگی عرفان حلقه
این احمق نمیداند که ثبت اختراع بعد از ثبت اولیه در اختیار عموم قرار میگیرد تا کسی اگر ادعایی دارد مطرح کند. ولی این به معنای این نیست که هر کسی میتواند آن را کپی کند چون آن که اول ثبت کرده ملاک است.
[۳]: واژه «شعور کیهانی» به حدی خندهدارد است که نگارنده دارد منفجر میشود. امّا این یک مفهموم ساخته شده توسط ذهن خلاق آقای طاهری است و به این معنی است که این ظرفها با یک سری برچسب و دادن آنها به فرد برقرار کنده ارتباط با شعور کیهان(!) آنها را به منبع شعور وصل کرده است. مثل اینکه میگویند «سیم طرف به خداوند وصل شده» با این تفاوت که ظرفها وصل شدهاند! البته نگارنده منکر وجود معنویت در انسان و موجودات زنده نیست و میتواند درک کند کسی با خالق خود ارتباط داشته باشد ولی مشکل این است که این ظرف است نه موجود زنده!