شاید گمان کنید این را نوشتم که کلاس کارم را بالا ببرم و یا تلقی شما چیزی شبیه این باشد! اما اگر این است سخت در اشتباه هستید! این نه برای عشوه است و نه برای مقایسه. حُسنی که این وبلاگ [دست کم الان] دارد این است که خواننده ای ندارد و در خلوتگه خود می توانم صادقانه بنویسم و به آن بنگرم ایتالیا سفر نابهنگام و عجیب بود. کل کارهای رفتنش یک ماهه باید انجام میشد. رفتن برای اولین بار به کشور اروپایی کمی هولناک به نظر میرسید. البته این هول بعد از نشستن در هواپیما آرام گرفت. سفر من از تهران به ابوظبی و بعد به رُم و سپس به تریست [۱] ایتالیا بود. اقامت من در مرکز تحقیقات فیزیک نظری [۲] و ساختمان مهمان آدریاتیکو [۳] بود. پس از ۱۴ ساعت سفر و رسیدن به فرودگاه تریست باید یک ساعتی با اتوبوس به مرکز می رفتم. بلیط آن ۳.۵€ بود. کمی گران به نظر می رسید! البته بنزین در ایتالیا ارزان شده بود و قیمتش به ۱.۷€ به ازای هر لیتر سقوط کرده بود. سمینار در مورد روشهای مدیریت پروژههای اُپن سورس و همچنین محاسبات با راندمان بالا بود [۴]. هنگام خریدن بلیط از دستگاه خودکار به مشکل خوردم زیرا زبان آن ایتالیایی بود! ...
گاهوبیگاهی مینویسم